• من از جهان بی تفاوتی فکرها و حرف ها و صداها می آیم
    و این جهان به لانه ی ماران مانند است
    و این جهان پر از صدای حرکت پاهای مردمیست
    که همچنان که ترا میبوسند
    در ذهن خود طناب دار ترا میبافند

  • او مرا برد به باغ گل سرخ
    و به گیسوهای مضطربم در تاریکی
    گل سرخی زد
    و سرانجام
    روی برگ گل سرخی با من خوابید

  • بوی تنش بوی، کتابچه های نو، بوی یه صفر گنده و پهلوش یه دو
    بوی شبای عید و آشپزخونه و نذری پزون، شمردن ستاره ها تو رختخواب، رو پشت بون
    ریختن بارون رو آجر فرش حیاط
    بوی لواشک، بوی شوکولات

  • من پری کوچک غمگینی را می شناسم / که در اقیانوسی مسکن دارد
    و دلش را در یک نی لبک چوبین / می نوازد آرام آرام
    پری کوچک غمگینی / که شب از یک بوسه می میرد
    و سحرگاه / از یک بوسه به دنیا خواهد آمد

  • آه ای مردی که لبهای مرا / از شرار بوسه ها سوزانده ای
    هیچ در عمق دو چشم خامشم / راز این دیوانگی را خوانده ای


    گفته اند آن زن زنی دیوانه است / کز لبانش بوسه آسان می دهد
    آری اما بوسه از لبهای تو / بر لبان مرده ام جان میدهد

Next
Previous

09 January 2014

0

شبلی

2013



*رفت و دیگر نه بر قفاش نگاه...



پدر کشتی و تخم کین کاشتی
پدرکشتـه را کـــــی بود آشتی

بابا جانم سحرگاه بیستم دیماه پنجاه و شش در سن چهل و دو سالگی در زندان اوین تیرباران شد...

شايد اين مطالب را هم دوست داشته باشيد:

25 December 2013

0

شبلی

2013


درخت کریسمس یک دلاری من که خیلی هم دوستش دارم!

!My $1 Christmas Tree, Which I Like Very Much

شايد اين مطالب را هم دوست داشته باشيد:

20 December 2013

0

شبلی

2013



حافظ گفت: دل من در هوای روی فرخ/ بود آشفته همچون موی فرخ






شايد اين مطالب را هم دوست داشته باشيد:

15 December 2013

0

شبلی

2013



*مهرین سحرگاه بیست و پنجم آذر شصت و هفت(روز تولد بیست و هفت سالگیش) در زندان اوین تیرباران شد




چیزی شبیه هول لگدمال انتظار شدن

چیزی شبیه وحشت تسلیم

چیزی که تکه‌تکه می‌شد و می‌ریخت

چیزی شبیه ریختن آمد

و مثل انهدام گذشت

و من در امتداد جاده

جای پای مضطربش را نگاه می‌کردم

که مثل دور شدن محو بود

و مثل مرگ عمیق

کنار تیرک اعدام آفتاب

در امتداد جاده بودم

و جاده راه بود تا بیراه

و جاده راه بود تا پرتگاه

و من نمی‌رفتم

که پای رفتن من از سپیده می‌آمد

سپیده معدوم !

عصای استقامت من غروب سربی بود

اگر صدای من آمد به گوش شب زمزمه کن :

سپیده باز خواهد زد

شايد اين مطالب را هم دوست داشته باشيد:

24 November 2013

0

شبلی

2013

                                               

*بیست و پنجم نوامبر، روز جهانی مبارزه با خشونت علیه زنان




فراموش نکنیم که تن‌فروش‌ها مادران و خواهران و دختران امثال من و شما هستند

و محصول آسیب‌های اجتماعی

مشتریانشان پدران و برادران و پسرانمان

و تن‌فروشی-چه بخواهیم و چه نخواهیم- از قدیمی‌ترین مشاغل جوامع بشری است

از اعمال خشونت و تحقیرشان بپرهیزیم


شايد اين مطالب را هم دوست داشته باشيد:

23 November 2013

0

شبلی

2013


...Happy Anniversary, Ashena Jaan*




                                جینگ و جینگ                              

شـور و شــــرم رفـت
به پشمم که رفت!

                                                       گلشـکــــــــــرم رفـت
به پشمم که رفت!
بــار و بــــــــرم رفـت
به پشمم که رفت!
شـــــــیر نــــرم رفت
به پشمم که رفت!
تـاج ســــــــرم رفـت
به پشمم که رفت!
بخــت گـَـــــرَم رفـت
به پشمم که رفت!
دستـه‌خــــــــرم رفـت
به پشمم که رفت!
او ز بــــــــــرم رفـت
به پشمم که رفت!

                                            

شايد اين مطالب را هم دوست داشته باشيد:

20 November 2013

0

شبلی

2013


شايد اين مطالب را هم دوست داشته باشيد: